لحظه ها را گذراندیم که به خوشبختی برسیم؛ غافل از آنکه لحظه ها همان خوشبختی بودند. (دکتر علی شریعتی)
۱۳۹۷/۱۲/۵
» خبر داغ » ۱۰ ویژگی سرمایه‌داری معقول
تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۱۱/۱۷ - ۱۱:۳۱
 کد خبر: 39900
 133 بازدید

محمود اسعدی

۱۰ ویژگی سرمایه‌داری معقول

در نسبت سرمایه‌داری و اخلاق نکاتی مطرح شده است.

۱۰ ویژگی سرمایه‌داری معقول
۱.تکاپوی ثروت، جستجوی منفعت و عطش بدست آوردن پول آنهم حداکثر ممکن فی نفسه هیچ ربطی به سرمایه داری ندارد. در همه اعصار و سرزمین ها چنین عطشی برای ثروت وجود داشته است.
۲.سرمایه داری با تعدیل غریزه غیرعقلانی، حرص بی پایان برای تحصیل ثروت و تعدیل جستجوی منفعت از طریق فعالیت مستمر عقلانی در پی سود همواره “تجدید شونده” است.
۳.روحیه سرمایه داری پیش از نظام سرمایه داری پدید امده است و عبارت است از انگیزه کسب سود و تبدیل آن به سرمایه-نه صرف مصرف- همراه با تعهد حرفه ای که دارای بار ارزشی است و با زهد دنیوی پیوند دارد. روحیه سرمایه داری با انگیزه مال اندوزی متفاوت است. یعنی عمل به تکلیف از طریق انجام مطلوب شغل یا وظیفه ای که به عهده دارد.
۴.از دیدگاه سعادت فردی چنین سلوکی که در آن انسان در خدمت کار خود قرار گیرد همراه با برخورداری از قدرت و حیثیت اجتماعی -که از تبعات ثروت
است-به خشنودی منجر می شود.
۵.زندگی راهبانه و زاهدانه از نگاه لوتر بی ارزش و فاقد عنصر نجات بشری است. همچنانکه نفی وظایف دنیوی نوعی خودخواهی است که مذموم شمرده می شود. در مقابل انجام وظایف دنیوی یگانه شیوه سعادت که مورد عنایت خداوند است تلقی می گردد. Beruf (تکلیف)  به معنای رسالت زندگی نه نزد اقوام کاتولیک و نه نزد اقوام دوره کلاسیک باستان با مضمون مثابه آنچه  المانی ها شناخته شده نبوده است. در حالیکه در تمام اقوام پروتستان بوده است. بنابراین مفهوم Beruf بیانگر زندگی خداپسندانه با توسل به انجام وظایف دنیوی-نه ریاضت کشی زاهدانه- میسر می شود و این همان تکلیف(Beruf) است. همه مشاغل مشروع در نظر خداوند از ارزش مطلقا یکسانی برخوردارند. عشق به همنوع با تقسیم کار که هر فرد را به کار کردن برای دیگران وادار می کند معنی می یابد که خود تکلیف است.
۶.نظام هدف دار جهان از سوی خداوند برای خدمت به نوع بشر طراحی شده است و خدا از بنده برگزیده خود انتظار موفقیت اجتماعی دارد. زیرا مشیت او این است که زندگی اجتماعی برای سعادت و نجات بشر سازمان یافته و باید مطابق اوامر او سامان یابد چرا که خداوند مهربان بندگانش را از طریق توفیق در کارهایشان رستگار می کند.
۷.مبنای اخلاق آیین کالوینیسم متضمن سه وظیفه مهم است:
الف)اولین وظیفه کار است. تنبلی، بیکارگی و بطالت از گناهان کبیره است. زیرا این گناهان در حقیقت به معنای تمرد از مشارکت در حکومت خداوند است. از طرفی کار باید پیوسته و دائم باشد.
ب)مومن اگر در نتیجه کار ثروتی جمع آورد نباید صرف لذت و تفریح شده و باید به طریقی صرف رستگاری شود. از تحمیل و اسراف بپرهیزید و البته از خسّت نیز دوری گزینید. به عبارتی انسان باید نه مال اندوز نه مصرف گرا  باشد. او باید ثروت خود را در راه فعالیت های تولیدی جدید به کار اندازد و تا آنجا که قدرت دارد از آن بهره برداری نماید چرا که او تنها مباشر و ناظر اموال و ثروت این دنیاست.
ج)براساس این تعالیم، علم تجربی وسیله ای برای درک خداوند است و باید مطالعه شود تا بزرگی “کار” مشخص و روشن شود. اساسا افزایش ثروت از طریق فراهم آوردن امکان سرمایه داری بهینه و مولد فراهم شد و کارخانجات شکل گرفت.
۸. در سرمایه داری لجام گسیخته، رفته رفته و بتدریج ریشه های مذهبی خشک شده و سودگرایی دنیوی همراه با غرور، خودخواهی و علاقه مفرط به مادیات افزایش یافت و سرمایه داری به قفسی پولادین بدل شد
آرامش ابدی اهل تقوا در آخرت حاصل می شود و در زمین انسان باید برای تامین رستگاری خود تا فرصت باقی است در انجام  درست و پیوسته کارهای آنکس که او را فرستاده بکوشد بی آنکه به تن آسایی و بطالت بپردازد
۹.عمر انسان بغایت کوتاه است پس برای رستگاری انسان:
اتلاف وقت، گفتگوهای بی ثمر، تجملات و حتی خواب بیش از اندازه مستوجب محکومیت مطلق اخلاقی است. وقت بی نهایت گرانبهاست و هر ساعتی که تلف شود گویی از عظمت خدا کاسته شده است! از این رو تفکر منفعلانه نیز که به  زمان کار روزانه شخص تمام شده بی ارزش و قابل نکوهش است. بنابراین کسب ثروت به عنوان انجام وظیفه شغلی نه فقط اخلاقا مجاز بلکه عملا واجب است.
۱۰.هرکس وظیفه دارد خودش را نجات یافته انگارد و نشانه نجات یافتگی، توفیق دنیوی در انجام وظایفش است. برخلاف قرون وسطی که ریاضت جویی مسیحی از جهان روزانه کناره گرفته و در دیرهای مسیحی عزلت گزیده بود اکنون بازار اصل وظیفه مدارانه بود
ادعای جسورانه وبر تاکید بر عامل مذهبی در تحولات تاریخی در واقع نوعی مقابله با مفهوم مادی گرایانه مارکس بود. و ان نشان دادن نقش و فرهنگ و دین در تحولات اجتماعی است.او از نمونه های آرمانی برای نشان دادن قرابت میان اخلاق پروتستان و روح سرمایه داری مدد می گیرد.
-اتلاف وقت مهلک ترین گناهان است
-حصول رستگاری و نجات جز از طریق عمل به تکلیف میسر نیست
-ثروتمند بی نیاز هم نباید بیکار بماند.
-سعی و کوشش مدام ارزش معنوی است. هیچ چیز با ارزش تر از وقت شناسی و درستکاری نیست.
-فرد صاحب تمام ثروت خود است ولی نمی تواند ان را به هر طریق دلخواهش هزینه کند یا ازبین ببرد. بلکه باید پس انداز و در سرمایه گذاری جاری به کارگیرد تا  چرخه اجتماع بچرخد.
-خلق و خوی “حسابگرانه” و “اخلاقی ساختن گردآوری پول” دو ویژگی پروتستانیزم است.
نکته های فوق برگرفته از نظر مارکس وبر جامعه شناس شهیر آلمانی در کتاب روح سرمایه داری و اخلاق پروتستانی است.

برچسب ها : , ,
دسته بندی : خبر داغ , مطالب خواندنی
ارسال دیدگاه