زندگی برای کسانی که فکر می کنند یک کمدی و برای کسانی که احساس می کنند یک تراژدی است./هوراس والپول
۱۴۰۲/۱۲/۱۳
» تله تایپ » بیاموزیم گفت و گو کنیم
تاریخ انتشار : 2024/02/02 - 19:29
 کد خبر: 166291
 198 بازدید

دکتر رئوف پیشدار

بیاموزیم گفت و گو کنیم

ما نمی‌توانیم شعار گفت و گو با جهان را بدهیم، امٌا در خانه حاضر به صحبت با هم نباشیم و نخواهیم صدای دیگری را بشنویم. برون داد  چنین رفتاری، تصویر و تصور وجود جامعه‌ای است که در آن هر کس ساز خودش را می زند و با مفاهیمی مانند دموکراسی، قانون اساسی و انتخابات بیگانه است.

بیاموزیم گفت و گو کنیم

دکتر رئوف پیشدار- استاد دانشگاه و روزنامه نگار- ما نمی‌توانیم شعار گفت و گو با جهان را بدهیم، امٌا در خانه حاضر به صحبت با هم نباشیم و نخواهیم صدای دیگری را بشنویم. برون داد  چنین رفتاری، تصویر و تصور وجود جامعه‌ای است که در آن هر کس ساز خودش را می زند و با مفاهیمی مانند دموکراسی، قانون اساسی و انتخابات بیگانه است.

اصول اساسی انقلاب و قانون اساسی دو محوری است که همهٔ گروه‌ها و جناح‌های قانونی در کشور باید به آن وفادار باشند. باور این دو و قبول اراده مردم که از آرای آن‌ها برمی خیزد، زمینه لازم را برای نشستن و گفت و گو و نائل شدن به هم‌گرایی در اداره امور  فراهم می‌کند. آن‌چه کشور اینک بیش از هر زمانی به آن نیاز دارد، ” اتحاد ملی”  است. ملّت ایران در اغلب امور خود صدا و خواست واحد دارد و قدرت نباید بیش از این خود را به نشیندن این صدا و نادیده گرفتن خواسته‌ها بزند.

ضعف بزرگی که در ساخت سیاسی ایران خود را با گذشت زمان در سیستم جمهوری نشان می‌دهد، نبود احزاب واقعی و نهادهای مدنی قدرتمند است که با تجمیع اراده عمومی، تحقق آن‌ها را پیگیری و با کسب قدرت، به اعمال و اجرای آن بپردازد.

از شاخص‌های اصلی و اساسی در سنجش میزان توسعه یافتگی   یک جامعه، وجود و حضور قوی نهادهای مدنی از جمله احزاب،  و چگونگی رابطه آن‌ها با ” قدرت ” و قدرت با آن‌هاست. نهادهای مدنی در همهٔ جوامع و همهٔ اموری که به مردم و منافع آن‌ها باز می‌گردد، و یا آن‌را تأمین و پاسداری می‌کند، کارکردی محوری دارند.

مهم‌ترین کارکرد نهادهای مدنی  در موقع بحران است. نهادهای مدنی  به عنوان ستون در جامعه  مانع فروپاشی  و اتمیزه شدن جامعه  می‌شوند و قدرت جلوگیری از فروپاشی را دارند و هم‌چنین است نقش نهادهای مدنی در جلوگیری از انفجار اجتماعی، که   از طریق  اطلاع رسانی به مردم – دولت، و  نقد پیوسته قدرت سیاسی،  زمینه سازی اصلاح مداوم وتدریجی معایب  را فراهم می‌آورند.

تحقق عدالت  شعاری است که همهٔ ساخت‌های سیاسی خود را حداقل به لحاظ ظاهری مقید به آن نشان می‌دهند. تحقق این مهم جز در موقعیت‌های دموکراتیک و آزاد ممکن نیست ، چرا که فرصت‌های برابر در موقعیت‌های دموکراتیک ایجاد می‌شود.

امروز عدالت سیاسی در هیات و کسوت دموکراسی (تمکین به آرای عمومی- خواست و صدای مردم) متجلی است و باید به دوگانه‌سازی تاریخی که با توجه به دموکراسی، عدالت را فراموش می‌کند و بالعکس، خاتمه داد. وجه سیاسی عدالت، توزیع عادلانهٔ قدرت برای دور ماندن از مفاسد سیاسی است.

هر کدام از سه وجه قدرت، ثروت و منزلت در هر جامعه‌ای اگر به درستی توزیع نشود،  مردم دچار ناعادلانگی خواهند شد و بتدریج از مشارکت آنان در امور که یکی از نمادهای اساسی مشروعیت قدرت است، کاسته و در نهایت از بین می‌رود. منظور از مشارکت این نیست که حکومت در مواقع نیاز مردم را به صحنه بکشاند، بلکه منظور از مشارکت، مشارکت دادن مردم در تعیین سرنوشتشان می‌باشد.

مردم سالاری از دین برمی خیزد. در دین حاکم مطلق خداست، اما ما نیز می‌توانیم و باید بر سرنوشت خود حاکم باشیم. حاکمیت انسان بر سرنوشت خویش حقی قراردادی نیست، حقی الهی است، لذا اگر مردم سالاری را قبول داریم و انقلاب اسلامی را روایتی از دین در جهت استقرار مردم سالاری می دانیم، باید حکومت به حمایت از نهادهای مدنی و مردمی اهتمام بورزد.


برچسب ها :
دسته بندی : تله تایپ , خبر داغ , سیاسی , یادداشت
ارسال دیدگاه