قصه پر غصه اصلاح طلبان؛ شاهنامه ای که آخرش خوش نیست - تدبیر تازه
اولین گام انسان به سوی موفقیت زمانی است که از اسارت در محیطی که در آن برای اولین بار خودش را شناخته دست بردارد. “مارک کین”
۱۳۹۷/۹/۲۳
» اسلایدر اصلی » قصه پر غصه اصلاح طلبان؛ شاهنامه ای که آخرش خوش نیست
تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۶/۰۳ - ۲۱:۲۳
 کد خبر: 14667
 293 بازدید

قصه پر غصه اصلاح طلبان؛ شاهنامه ای که آخرش خوش نیست

انتخابات مجلس یازدهم، سال آینده برگزار می شود. تحلیلگران سیاسی احتمال می دهند که میزان مشارکت در این انتخابات به اندازه انتخابات مجلس دهم نباشد و کاهش یابد.

قصه پر غصه اصلاح طلبان؛ شاهنامه ای که آخرش خوش نیست

در یک سال اخیر، میزان محبوبیت حسن روحانی به طرز ملموسی پایین آمده است. مهم ترین دستاورد دولت روحانی، لغو بخش مهمی از تحریم ها در چارچوب “برجام” بود. این دستاورد، ایران را به طور نسبی به بازارهای جهانی متصل کرد، داد و ستدهای ایران با جهان از سر گرفته شد، گردشگران خارجی روانه ایران شدند، اندک اندک سرمایه گذاری خارجی در ایران شکل گرفت، قیمت ارز، به ثبات نسبی رسید و … .
اما ناگهان ترامپ از راه رسید و در کنار تمام معاهدات بین المللی که بدان ها پشت کرد، آمریکا را از برجام خارج ساخت و جهان را تهدید کرد که اگر با ایران کار کنید، دیگر حق حضور در بازار آمریکا را نخواهید داشت.

بدین سان، همه دستاوردها به ناگاه در معرض تهدید و فروپاشی قرار گرفت، شرکت هایی که به ایران آمده بودند، یکی پس از دیگری خارج شدند، روند سرمایه گذاری متوقف شد، نرخ ارز و مشخصا دلار و یورو سر به فلک نهاد و متعاقب آن، قیمت کالاها در کشور رو به فزونی گذاشت.
روحانی و دولت اش نیز در این میان عملکرد چندان قابل قبولی از خود به نمایش نگذاشتند و در این میان، جریان مخالف دولت نیز که قدرت سیاسی و رسانه ای بی نظیری در اختیار دارد، روند تخریب دولت را تشدید کرد.
همه این ها دست به دست هم داده اند تا مردمی که سال گذشته با هزار امید و آرزو به روحانی رأی داده بودند، از وی نا‌امید شوند و بدین سان میزان محبوبیت او به کمترین میزان در ۵ سال گذشته برسد.

اگر این وضعیت ادامه یابد، بخش مهمی از رأی دهندگان روحانی احتمالاً پای صندوق رأی نخواهند آمد: تعدادی از رأی دهندگان اصلاح طلب و تعداد بیشتری از قشر خاکستری جامعه که نه اصلاح طلب اند و نه اصولگرا ولی در چند انتخابات اخیر به نفع جریان اصلاح طلبی وارد گود شدند.

در مقابل، جریان اصولگرا، علاوه بر آن که رأی دهندگان سنتی ثابت خود را دارد، از همین الان بر روی رأی بخش خاکستری جامعه که فاقد گرایش خاص سیاسی هستند حساب ویژه ای باز کرده است چرا که فشارهای اقتصادی – فارغ از دلایل- آنها را از رأی به جریان اصلاح و اعتدال، پشیمان کرده است.

این موضوع در تاریخ انتخابات ایران مسبوق به سابقه است. مردم ایران در انتخابات ۱۳۶۷(ریاست جمهوری)، ۱۳۷۷(شوراها)، ۱۳۷۸ (مجلس) و ۱۳۹۰ (ریاست جمهوری) به اصلاح طلبان رأی دادند اما چون در به دست آوردن سقف مطالبات اصلاح طلبانه به نتیجه نرسیدند، دلزده شدند و فردی مانند احمدی نژاد سر برآورد و مجلس هفتم به ریاست حداد عادل شکل گرفت. بدین سان تمام دستاوردهای کشور در عرصه های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی به قهقرا رفت و روند رو به نزول کشور آغاز شد.

اینک در شرایط مشابهی هستیم با این تفاوت که جریان اصلاحات نه آن انسجام قبلی را دارد و حامیان مردمی اصلاحات، مطالبات حداقلی دارند.
با استمرار وضعیت موجود، کاهش مشارکت مردم در انتخابات و شکل گیری مجلسی با اکثریت مطلق اصولگرایان – و حتی اصولگرایان تندرو – دور از انتظار نیست.
مجلس اصولگرای یازدهم می تواند با تکیه بر نارضایتی مردم از وضعیت اقتصادی ناشی از تحریم ها، روحانی را استیضاح و برکنار کند تا یک بار دیگر قصه اصلاح طلبی در ایران، بدفرجام شود و ماجرای احمدی نژاد به شکلی دیگر و با افرادی دیگر تکرار شود؛ پایانی که صد البته خود اصلاح طلبان نیز در شکل گیری آن، سهیم و مقصرند.

منبع: عصر ایران


برچسب ها : , , ,
دسته بندی : اسلایدر اصلی , انتخاب سردبیر , خبر داغ , سیاسی
ارسال دیدگاه